تبليغاتX
بلند آسمان

موشک سام 5 - (  گامونGAMMON   ) –  ( S-200 )

 

 

 

سامانۀ موشکی SA-5   یا S-200  در اواخر 1950 به عنوان یک  (( پدافند ارتفاع بالای موثر )) و (( پدافند موشکی بالستسک )) طراحی گردید . این سامانه در اصل برای رهگیری هواپیماهایی نظیر SR-71  و XB-70  و موشک های بالستیک آمریکایی طراحی گردید و در آن زمان غوغایی به پا کرد ...

این موشک به طور کلی در سه گونه طراحی گردید . گونه ی متعارف ، گونه ی دارای سر جنگی هسته ای و گونه ی دارای سر جنگی متعارف و سامانه های کنترلی ارتقاء یافته که به منظور مقابله با هواپیماهای  اخلالگر همچون (( A-3 )) توسعه یافت ...

 SA-5 در برابر اهداف پایین ناتوان است ...

از کشورهای کاربر سامانۀ S-200 می توان به  کشور سازنده ( روسیه ) ، ایران ، روسیه ی سفید ، آلمان ، گرجستان ، هند ، مجارستان ، لهستان ، بلغارستان ، لیبی ، کره ی شمالی ، سوریه و چند کشور دیگر اشاره نمود

 

 

 

طول 10.6          :   متر

قطر  :          0.86 متر

برد :           بین 150  تا 300 کیلومتر

کلاهک :   سر جنگی 217 کیلوگرم یا سر جنگی هسته ای کوچک

لانچر :  10  ( 1 پرتابگر در گروه 10 تایی پدافندی )

 

منبع :

Aerospace   Industries   Journal    -    no.25 , August 2007

 

              

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 20:50 توسط کنترلر |


به بهانۀ سالروز شهادتش :

 

 

 

و بدان ، پیشاپیش تو راهی است دراز ، و رنجی جانگداز . توشۀ خود به اندازه گیر چنانکه تو را رساند ، و پشتت سبک ماند و بیش از آنچه توان داری برشت خود منه !

و اگر مستمندی یافتی که توشه ات را تا به قیامت برد و فردا که بدان نیازمندی تورا به کمال پس دهد او را غنیمت شمار و بار خود را بر پشت او گذار !

 

 

مبادا فریفتۀ دنیا شوی که بینی دنیاداران به دنیا دل می نهند وبر سر دنیا بر یکدیگر می جهند ، همانا دنیا پرستان سگانند عوعو کنان و درندگانند در پی صید دوان ، نیرومندش ناتوان را طعمۀ خویش نماید و بزرگشان بر خرد دست چیرگی گشاید . دنیا را پروردگار خویش گرفته اند و دنیا با آنان به بازی پرداخته و آنان سرگرم بازی دنیا و آنچه را پسِ آن فراموش ساخته اند..

 

خشم خود را اندک اندک  بیاشام که من جرعه ای شیرین تر از آن ننوشیدم و پایانی گواراتر از آن ندیدم ، نرمی کن بدان که با تو درشتی کند ، باشد که به زودی نرم گردد ! 

 

 

 

بندۀ دیگری مباش ، حالی که خدایت آزاد آفرید..

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 20:3 توسط کنترلر |


تاریخچه مختصری از نیروی هوایی

 f-14 ایرانی

سابقۀ این نیرو به سال 1301 برمی گردد که همزمان با سازماندهی ارتش و نیروی زمینی  نوین ،دفتری به نام دفتر هواپیمایی کل قشون تشکیل گردید...

 

در اواخر خرداد ماه 1302 اولین افسر ایرانی بنام سرهنگ احمد خان نخجوان برای تحصیل در رشتۀ خلبانی به کشور فرانسه اعزام و یکسال بعد ده نفر دیگر برای آموزش پرواز به کشور روسیه فرستاده شدند و سال 1304 مراجعت نموده و در سازمان هواپیمایی قشون ایران مشغول خدمت شدند...

اولین هواپیماهای نظامی در ایران در سال 1302 توسط تیپ های مازندران و گیلان با وجوهی که توسط  اهالی این دو استان جمع آوری شده بود ، خرید دو فروند هواپیمای(( یونکرس )) بود که به ((مازندران)) و(( گیلان)) نامگذاری شدند و به عنوان هدیه به تهران فرستاده شدند...

 

در سال 1309 اولین خلبانی که در ایران آموزش دیده بود ( نایب سوم علی اصغرملک ) نشان هوانوردی خود را دریافت کرد...

در اواخر 1308 دفتر هواپیمایی قشون ایرانی بنام اداره هواپیمایی کل قشون ایزان تغییر نام وسازمان یافت و در آذر ماه 1310 لباس کارکنان هوایی ارتش ایران و علائم نظامی آنها تعیین شد...

 موشک برد کوتاه راپیر

اولین مدرسهً تعمیرات در سال 1310در فرودگاه قلعه مرغی راه اندازی شد و بالاخره اولین مدرسۀ خلبانی در سال 1311 تاسیس و در سال 1313 ، 14 نفر از دانشجویان آن فارغ التحصیل شدند...

 

در سال 1311 اداره هواپیمایی کل قشون ایران به قوای هوایی تغییر نام یافت و سازمان آن شامل یک ستاد و دو فوج هوایی نمره یکم و نمره پنجم ( معادل تیپ ) و  بالاخره قسمت های فنی و کارخانجات هواپیماسازی بود...

در خرداد 1313 فرماندهی قوای هوایی ایران به نیروی هوایی تغییر نام یافت و سازمان آن درسال 1315 شامل یک ستاد و سه هنگ هوایی ( هنگ یکم مرکز ، هنگ سوم اهواز ، هنگ چهارم مشهد ) وپارک مرکزی شامل کارخانجات هواپیماسازی (کارخانجات  شهباز)  و آموزشگاهاش فنی و خلبانی بود...

 

در آذر ماه 1338 اولین گروه پروازی جت در فرودگاه دزفول شروع به کار کرد ، سپس پایگاه سوم شکاری در همدان ، پایگاه چهارم در تبریز ، پایگاه پنجم در امیدیه ، پایگاه هفتم در شیراز ، پایگاه هشتم در اصفهان و پایگاه نهم در بندرعباس احداث و عملیاتی شدند که بعد ها پایگاه تبریزبه نام پایگاه دوم و پایگاه دزفول به نام پایگاه چهارم شکاری  شماره گذاری شدند ....

 فانتوم ( f-4 )  ایرانی

در سال 1347 ایستگاههای رادار و سلاح های  دفاع هوایی در سازمانی بنام فرماندهی پدافند هوایی در نیروی هوایی تشکیل شد که هر روز توسعۀ بیشتری یافت...

 موشک زمین به هوای hawk

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 17:4 توسط کنترلر |


 موشکی برای تمام فصول  MAVRICK(AGM-65) 

 

 

موشک ماوریک, یکی از پر کاربردترین موشک های هوا به سطح است که استفاده از آن درنیروی هوایی بیش تر کشورهای جهان و تقریبأ در تمامی جنگنده های غربی به چشم می خورد . اکنون این موشک با گذشت بیش از 32 سال از به کار گیری نخستین نمونه آن , هم چنان در حال سپری کردن مراحل ارتقاء و بهینه سازی می باشد تا در قرن جدید بتواند همچون گذشته نقش مهمی در نبردهای هوایی ایفا کند .

AGM-65 یک موشک هدایت شونده ی هوا به زمین از طریق جستجوگر مادون قرمز یا الکترواپتیکی است , که برای ماموریت های پشتیبانی نزدیک , حمله در عمق خاک دشمن , بازدارندگی دفاعی و ضد زره از آن استفاده می شود .

این موشک دارای بال مثلثی شکل با وتر بلند می باشد , سامانه ی پیشرانش این موشک از نوع سوخت جامد است که در قسمت عقبی سر جنگی قرار دارد .

هر هواپیما می تواند 6 موشک را حمل کند  و معمولأ موشک ها به صورت خوشه های سه تایی زیر بال هواپیما نصب می گردند .

موشک ماوریک دارای نسخه های مختلفی است که ار نسخه ((A)) تا (( K )) را شامل می شود. در سال 1990 قیمت هر عدداز این موشک ها برای گونه ی (( A )) آن 50 هزار دلار و برای گونه ی (( G ))  270 هزار دلار گزارش شده است .

نیروی هوایی ایالت متحده آمریکا , موشک ماوریک نوع (( A )) , (( B )) را به خدمت گرفته و تکمیل نموده است و نیروی دریایی این کشور نمونه های (( F )) , ((G)) و (( D )) را تکمیل نوده و به خدمت گرفته است .

 

سابقه ی ساخت ماوریک

برنامه ی ساخت موشک ماوریک از سال 1965 و پس از آن که در جنگ ویتنام ثابت شد , کارایی موشک Bullpup بسار پایین است , تصویب گردید .

شلیک های غیر هدایت شونده ی این موشک در سپتامبر 1969 انجام شد و موشک ماوریک در ارتفاع های پایین به درستی به هدف اصابت کرد . در طی 1221 شلیک اولیه ی موشک ؛ 86 درصد آن ها به هدف اصابت کرد ؛ که میزان خطای آن به طور میانگین 3 فوت می باشد .

در مجموع می توان گفت ؛ شاخص های کلیدی ساخت این موشک عبارتند از , طراحی آسان و هزینه کم برای تیراژ بالا , هدایت خودکار موشک , قابلیت اطمینان بالا

  

 

 

 

 

   منبع : Aerospace  industries  journal    -    no.22 , may 2007

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 20:26 توسط کنترلر |


شبح آسمان ها F-4 ( PHANTOM

 

هیچ تاریخ هوانوردی کامل نیست اگر نامی از اف-4 ( فانتوم ) برده نشود .

سرمنشأ طراحی فانتوم به دهه 50 برمی گردد هنگامی که نیروی دریایی آمریکا خواستار شکاری رهگیر فرا صوت ناونشینی شد که بتواند بمب افکن های جدید روسی را رهگیری کند .

اولین پرواز فانتوم در 27 مه 1958 انجام شد و دو سال بعد وارد خدمت نیروی دریایی شد .

در مجموع تا سال 1979 بیش از 5000 فروند فانتوم در چند مدل ساخته شد که Aمدل مشهورترین آنها بود

هنگامی که در سال 1960 نیروی دریایی اولین اسکادران اف-4 را تحویل گرفت از آنها به عنوان مراقبان ناوهای جنگی اش استفاده کرد .

با شروع جنگ ویتنام , نیروی هوایی که دارای شکاری رهگیرهای اف-106 بود متوجه شد که هیچ شکاری رهگیری ندارد که بتواند از آن برای اسکورت اف-105 خود که مانور پذیری زیادی ندارد, استفاده کند .

اف-106 که در مقیاس بسیار کمی تولید شده بود وظیفه کشف بمب افکن های روسی را داشت و باید در خاک آمریکا باقی می ماندند .

بر این منوال شد که در سال 1964 نیروی هوایی خواهان دریافت مدل زمینی پایه فانتوم از کمپانی داگلاس شد .

کمپانی داگلاس هم در جواب به این خواسته اف-4 مدلCرا تحویل نیروی هوایی داد

اف-4 مدل A با اف-4 مدل B نیروی دریایی هیچ تفاوتی در رادار نداشت ولی در سال بعد اف-4 مدل D تحویل نیروی هوایی شد که تا آن زمان با تمامی مدل های ساخته شده اف-4 فرق داشت .

در دهه های 60 و 70 تقریبا تمامی نقش های مهم نیروی هوایی آمریکا را فانتوم پذیرفت .

فرق اساسی فانتوم های نیروی هوایی و دریایی در این بود که فانتوم های تحویلی به نیروی دریایی مانند اف-4 مدل های : B , G , S , N تمامی شکاری رهگیر بوده و تنها توانایی حمل بمب های سقوط آزاد را نداشتند ( نه بمب یا موشک های هدایت شونده ) .

فانتوم دارای رادار دور برد ( که شاید به خاطر این رادار در آن زمان لقب شبح را گرفت ) و موشک های میان برد اسپارو بود و جنگنده های دشمن را در یک درگیری فامد سرنگون میکرد نه در یک درگیری پیچ در پیچ .

هنگامی که نیروی دریایی اف-14 تام کت ( TOMCAT ) را دریافت کرد تمامی نقش های برتری هوایی و مراقبت از ناو و اسکورت دسته های ضربتی را که تا آن زمان در دست فانتوم بود به تام کت داده شد و فانتوم به سرعت در اوایل دهه 80 آشیانه نشین شد و سرانجام بازنشسته شد .

نیروی هوایی نیز مجبور به وارد کردن اف-15 و اف-16 به خدمت شد تا بتواند تمامی نقش هایی که فانتوم بر عهده داشت را به جنگنده های مدرن تری بدهند . حتی تا چند سال پیش هم , قبل از ورود اف-16 CG همچنان اصلی ترین هواپیمای ضد رادار نیروی هوایی آمریکا اف-4 مدل G بود .

گرچه امروز فانتوم در نقش یک جنگنده از خدمت سپاه تفنگداران دریایی خارج شده ولی این بار در نقش هدف پرنده دوباره به عرصه نبرد برگشته است .

و اینگونه است که نام اف-4 با تاریخ هوانوردی گره خورده است.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 17:0 توسط کنترلر |


 

آريو برزن Ariobarzan يكي از سرداران بزرگ تاريخ ارتش ايران است كه در برابر يورش اسكندر مقدوني به ايران زمين، دليرانه از سرزمين خود دفاع كرد و در اين راه جان باخت و حماسه (دربندپارس) را از خود در تاريخ به يادگار گذاشت.

اسكندر مقدوني در سال 331 پيش از ميلاد پس از پيروزي در سومين جنگ خود با ايرانيان جنگ آربل Arbel يا گوگامل ( Gaugamele ) و شكست نهائي ايران، بر بابل و شوش و استخر چيرگي يافت و براي دست يافتن به پرسپوليس، پايتخت ايران روانه اين شهر گرديد. اسكندر براي فتح پرسپوليس سپاهيان خود را به دو بخش تقسيم كرد: بخشي به فرماندهي (پارمن ين) از راه جلگه (رامهرمز و بهبهان كنوني) به سوي پرسپوليس روان شد و خود اسكندر با سپاهيان سبك اسلحه راه كوهستان (کهگیلویه وبویر احمد كنوني) را در پيش گرفت و در تنگه‌هاي دربند پارس (تنگ تك آب كنوني) با مقاومت ايرانيان روبرو گرديد. در جنگ دربندپارس، آخرين مدافعان ايران، با شماري اندك، به فرماندهي «آريوبرزن»، در برابر سپاهيان پرشمار اسكندر دلاورانه دفاع كردند و سپاهيان مقدوني را ناچار به عقب نشيني نمودند. با وجود «آريوبرزن» و مدافعان تنگه‌هاي پارس، عبور سپاهيان اسكندر از اين تنگه‌هاي كوهستاني امكان‌پذير نبود. از اين رو «اسكندر» به نقشه جنگي ايرانيان در جنگ ترموپيل Thermopyle متوسل شد و از بيراهه وعبور از راههاي سخت كوهستاني خود را به پشت مدافعين ايراني رساند و آنان را درمحاصره گرفت . «آريوبرزن» با 40 سوار و هزار پياده ، با وارد كردن تلفات سنگين به دشمن، خط محاصره را شكست و براي ياري به پايتخت به سوي پرسپوليس شتافت ولي سپاهياني كه به دستور«اسكندر» از راه جلگه به طرف پرسپوليس رفته بودند، پيش از رسيدن او به پايتخت، به پرسپوليس دست يافته بودند. «آريوبرزن» با وجود سقوط پايتخت و درحالي كه سخت در تعقيب سپاهيان دشمن بود، برخلاف منطق جنگ، حاضر به تسليم نشد و آنقدر در پيكار با دشمن پافشرد تا گذشته از خود او، همه يارانش از پاي درافتادند و جنگ هنگامي به پايان رسيد كه آخرين سرباز پارسي زير فرمان «آريوبرزن» به خاك افتاده بود

بر پایه یادداشتهای روزانه "كالیستنسCallisthenes " مورخ رسمی اسكندر، 12 اوت سال 330 پیش از میلاد، نیروهای این فاتح مقدونی در پیشروی به سوی "پرسپولیس" پایتخت آن زمان ایران، در یك منطقه كوهستانی صعب العبور (دربند پارس، تكاب در كهگیلویه) با یك هنگ ارتش ایران (1000 تا 1200 نفر) به فرماندهی ژنرال «آریو برزن Ario Barzan » رو به رو و متوقف شدند و این هنگ چندین روز مانع ادامه پیشروی ارتش دهها هزار نفری اسكندر شده بود كه مصر، بابل و شوش را قبلا تصرف و در سه جنگ، داریوش سوم را شكست و فراری داده بود. سرانجام این هنگ با محاصره كوهها و حمله به افراد آن از ارتفاعات بالاتر از پای درآمد و فرمانده دلیر آن نیز برخاك افتاد.
    
مورخ اسكندر نوشته است كه اگر چنین مقاومتی در گاوگاملا
Gaugamela (كردستان كنونی عراق) در برابر ما صورت گرفته بود، شكست مان قطعی بود. در "گاوگاملا" با خروج غیر منتظره داریوش سوم از صحنه، واحدهای ارتش ایران نیز كه درحال پیروز شدن بر ما بودند ؛ در پی او دست به عقب نشینی زدند و ما پیروز شدیم. داریوش سوم در جهت شمال شرقی ایران فرار كرده بود و « آریو برزن »
در ارتفاعات جنوب ایران و در مسیر پرسپولیس به ایستادگی ادامه می داد.
جنگ دربند پارس در ايران و جنگ ترموپيل در يونان شباهت‌هاي زيادي با يكديگر دارند. نقشه‌اي كه «خشايارشا» بدان دست زد، همان نقشه‌اي بود كه اسكندر نيز بدان متوسل شد و رشادتي هم كه «لئونيداس»اسپارتي در ترموپيل بروز داد، مشابه رشادتي است كه «آريوبرزن» در تنگه دروازه پارس نشان داد

دلاوری های ژنرال آریو برزن، یكی از فصول تحسین برانگیز تاریخ وطن ما را تشكیل می دهد و نمونه ای از جان گذشتگی ایرانی در راه میهن را منعكس می كند.

 آریو برزن و مردانش 90 سال پس از ایستادگی لئونیداس( قهرمان فیلم ۳۰۰ ) در برابر ارتش خشایارشا در ترموپیل، كه آن هم در ماه اوت روی داد مقاومت خود را به همان گونه در برابر اسكندر آغاز كرده بودند. اما تفاوت میان مقاومت لئونیداس و آخرین ایستادگی «آریو برزن» در این است؛ كه یونانیان در ترموپیل، در محل برزمین افتادن لئونیداس، یك پارك و بنای یاد بود ساخته و مجسمه او را برپا داشته و آخرین سخنانش را بر سنگ حك كرده اند تا از او سپاسگزاری شده باشد، ولی از «آریو برزن» ما جز چند سطر ترجمه از منابع دیگران اثری در دست نیست.چرا؟.
اگر به فهرست درآمدهای توریستی یونان بنگریم خواهیم دید كه بازدید از بنای یاد بود و گرفتن عكس در كنار مجسمه لئونیداس برای یونان هرسال میلیونها دلار درآمد گردشگری داشته است. همه گردشگران ترموپیل این آخرین پیام لئونیداس را با خود به كشورهایشان می برند
: ای رهگذر، به مردم لاكونی ( اسپارت ) بگو كه ما در اینجا به خون خفته ایم تا وفاداریمان را به قوانین میهن ثابت كرده باشیم( قانون اسپارت عقب نشینی سرباز را اجازه نمی داد). لئونیداس پادشاه اسپارتی ها بود كه در اوت سال 480 پیش از میلاد، دفاع از تنگه ترموپیل در برابر حمله ارتش ایران به خاك یونان را برعهده گرفته بود.

 

        دوست دارم با نظراتتون در بهتر شدن وبلاگ سهم داشته باشید

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 16:21 توسط کنترلر |


ايران بزرگ مردان و قهرمانانِ بزرگي را دامان خود پروراند ، نيك مرداني كه تاريخ ايران هيچگاه آنان را از ياد نخواهد برد و آيندگان نيز از آنان به نيكي ياد خواهند كرد ، گرچه كه خيلي از آنان هنوز گمنام مانده اند.

مطمئنا مردانِ پاكي كه در راه اين آب و خاك با ارزش ترين دارايي خود كه همان جان شيرين باشد را فدا كردند ، ماندگارترين و جاويدترين قهرمانان اين مرز و بوم لقب خواهند گرفت. شايد بتوان از آريو برزن به عنوان يكي از اين قهرمانان نام برد اما براستي چند درصد از ايراني ها از او شناخت دارند ؟؟

متاسفانه خيلي از كشورها و تمدن ها در جهان كه از كمبود اسطوره و قهرمان در تاريخشان رنج ميبرند ، در آرزوي داشتن قهرماناني اينچنين هستند كه خيلي از  ما به راحتي از كنار اسمشان رد مي شويم . به عنوان مثال مي توانم از كشور آمريكا نام ببرم كه به خاطر چنين فقري، سعي دارد از طريق صنعتِ سينمايي قوي كه در اختيار دارد به اسطوره پردازي و قهرمان سازي بپردازد كه تا حدي نيز در اين كار موفق عمل كرده است ، اما به راستي هيچ فرقي بين قهرمانان خيالي كه ساخته و پرداخته ذهن است با قهرمانِ واقعي كه وجود داشته ، نيست ؟؟

هر كدام از اين قهرمانان مي توانند مايه غرور ملي ما ايراني ها باشند ، بايد باورمان بشود ، مردي كه از جان خود براي خاكش و مردمِ كشورش مايه مي گذارد ، ارزش اسطوره شدن براي اين مردم را دارد .

براستي چگونه مي توان دِينيمان را نسبت به مردانِ مردي چون : تيمسار سرلشكر شهيد منصورستاري ، تيمسار سرلشكر خلبان شهيد عباس دوران ، تيمسار سرلشكر خلبان شهيد عباس بابايي ، تيمسار سرلشكر خلبان شهيد جواد فكوري ، تيمسار سرلشكر خلبان شهيد شيرودي ، تيمسار سرلشكر خلبان شهيد كشوري ، تيمسار سرلشكر  شهيد فلاحي تيمسار سرلشكر شهيد نامجو ، تيمسار سرلشكر خلبان شهيد ياسيني و.............. ( متاسفم از اينكه نمي شود اينجا از همه فرزندان پاك ايران نام ببرم ) ادا نماييم ؟؟

فقط مي توانم هر از چند گاهي به معرفي يكي از اين راد مردان بپردازم ( نه در حد  آنچه كه مي خواهم ، بلكه در حد آنچه كه مي توانم )

 

يادشان زمزمه نيمه شبِ مستان باد

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 23:21 توسط کنترلر |